غزلیات صائب تبریزی
از ناله نی راز دل عشق شنیدیم
از ناله نی راز دل عشق شنیدیم زین کوچه به سر منزل مقصود رسیدیم راهی به سر آن مه شبگرد نبردیم چندان که چو خورشید…
از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است
از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است یک گام ز سیلاب به خس بیش نمانده است نازک شده سر رشته پیوند تن و…
از گلستان نشود غنچه دل باز مرا
از گلستان نشود غنچه دل باز مرا پنجه سرو بود چنگل شهباز مرا می توان ناله شنید از کف خاکستر من نشود سوختگی سرمه آواز…
از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است از شفق آفاق لبهای شراب آلوده است باده ممزوج می باید دل بیمار را سازگار عاشقان لطف عتاب…
از فکر زلف یار رهایی امید نیست
از فکر زلف یار رهایی امید نیست سودای او شبی است که صبحش پدید نیست باشد نصیب بی ثمران حسن عاقبت شیرازه نبات بجز چوب…
از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است
از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است ورنه آن جان جهان با ما به هم پیوسته است فیض بحر رحمت از خاکی نهادان…
از صبوری در گشاد کارها بگزین کلید
از صبوری در گشاد کارها بگزین کلید بر نیاید هیچ قفل محکمی با این کلید بند دست و پاست سامان جهان، اما به جود می…
از شرم ناله ام که دل از کار می برد
از شرم ناله ام که دل از کار می برد بلبل به زیر پر سر منقار می برد هرکس که بی شراب رود برکنار کشت…
از سعی، کار عشق شود خام بیشتر
از سعی، کار عشق شود خام بیشتر پیچد به مرغ بال فشان دام بیشتر از خط فزود شوخی آن چشم پر خمار درنوبهار دور کند…
از سر عشاق در زیر فلک سامان مخواه
از سر عشاق در زیر فلک سامان مخواه اختیار از گوی عاجز در خم چوگان مخواه از جهان بی وفا با تلخرویی صلح کن نقش…





