ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار

ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار چشم مخمور تو گیرنده تر از خواب بهار ابر خشکی است که در شوره زمین می گردد…

Continue Reading...

ای دل از دشمن خاموش حذر باید کرد

ای دل از دشمن خاموش حذر باید کرد از گزند می بی جوش حذر باید کرد بیشتر کار کند تیغ چو لنگر دارست از دعای…

Continue Reading...

ای جبهه تو آینه سرنوشت ما

ای جبهه تو آینه سرنوشت ما روشن چو آفتاب به تو خوب و زشت ما در پله نشیب به قارون برابرست میزان ز بس گرانی…

Continue Reading...

ابر مظلم تیره گرداند جهان را در دمی

ابر مظلم تیره گرداند جهان را در دمی یک ترشرو تلخ سازد عیش را بر عالمی شبنمی بر دامن گلهای بی خارست بار بر سبکروحان…

Continue Reading...

آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد

آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد از دهان موج بیتابانه صد خمیازه کرد از پریشان گردی گلشن زهم پاشیده بود دام، اوراق…

Continue Reading...

آه مظلومان برون آید ز لب بی اختیار

آه مظلومان برون آید ز لب بی اختیار ناوک دلدوز را آسودگی در کیش نیست گرچه از زخم زبان صائب نیاسودیم ما شکر کز تیغ…

Continue Reading...

آه از دل جویای تو بیتاب برآید

آه از دل جویای تو بیتاب برآید غواص نفس سوخته از آب برآید قانع به شکایت نگشاید لب خود را زین زخم محال است که…

Continue Reading...

آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت

آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت این قدر کوه گران بر سینه هامون برنتافت راز عشق از پرده دل عاقبت بیرون فتاد خانه تنگ…

Continue Reading...

آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است

آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است دوری ما غافلان از قرب منزل بوده است ما عبث در سینه دریا نفس را سوختیم…

Continue Reading...

آن کس که نشان داد برون از دو جهانش

آن کس که نشان داد برون از دو جهانش سرگشته تر از تیر هوایی است نشانش مادر چه شماریم، که سر پنجه خورشید در خون…

Continue Reading...