غزلیات صائب تبریزی
ای هر دو جهان خاک ره سرو روانت
ای هر دو جهان خاک ره سرو روانت گردون مطوق یکی از فاختگانت بر کوتهی بینش خود داد گواهی آن کس که نشان داد برون…
ای فکر تو نقشبند جانها
ای فکر تو نقشبند جانها یک حلقه ذکرت آسمانها در بحر تو کشتی خرد را از لنگر صبر، بادبانها شد هاله آفتاب تابان از نام…
ای زلف مشکبار تو از رحمت آیتی
ای زلف مشکبار تو از رحمت آیتی وز لعل آبدار تو کوثر روایتی جز سایه قد تو که ای پادشاه حسن روی زمین گرفت به…
ای دل گشاد کار خود از آن و این مجو
ای دل گشاد کار خود از آن و این مجو این قفل را کلید ز هر آستین مجو روی دل از خسیس نهادان طلب مکن…
ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب شبنم گدای گلشن حسن تو آفتاب در محفل تو ناله فرامش کند سپند در آتش تو گریه…
ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار
ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار این می به حریفان تنک حوصله بگذار درچشمه سوزن نبود راه گره را از سر بگذر، پای درین…
آب و رنگ حسن بیش از خانه زین می شود
آب و رنگ حسن بیش از خانه زین می شود در نگین دان دانه یاقوت رنگین می شود می شود ناز و غرور نیکوان از…
آهی که ز دلهای هوسناک برآید
آهی که ز دلهای هوسناک برآید دودی است که از بوته خاشاک برآید در سوزش دل کوش که در مزرعه امکان تخمی که شود سوخته…
آه کی از جان دردآلود می آید برون
آه کی از جان دردآلود می آید برون کز خس و خاشاک هستی دود می آید برون سوخت خونم در رگ و پی بس که…
انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد
انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد شکر خدا که عقده مشکل گشاده شد قدر سخن بجا چو بود بیش می شود نازل…





