آب حیات ما ز شراب شبانه است

آب حیات ما ز شراب شبانه است عیش مدام، زندگی جاودانه است عاشق کجا به فکر سرانجام خانه است؟ پروانه را همین بال و پر…

Continue Reading...

آه می باشد مسلسل خاطر افگار را

آه می باشد مسلسل خاطر افگار را در درازی نیست کوتاهی شب بیمار را عشق می آرد دل افسرده ما را به شور مطرب از…

Continue Reading...

آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را

آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را می شود روشن ز خاکستر سواد آیینه را گر می روشن کند از مشرق مینا طلوع صبح…

Continue Reading...

آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد

آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد کی تواند بیستون با پنجه فرهاد کرد؟ بنده مقبل به آزادی سزاوارست، لیک بنده شایسته را چون…

Continue Reading...

آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج

آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج آن بحر درین گوهر یکدانه زند موج؟ عاشق کند ایجاد ز خود حسن گلوسوز از شمع که…

Continue Reading...

آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را

آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را که چو یعقوب درین کار نظر می بازد نیست امروز نظر بازی صائب با اشک عمرها…

Continue Reading...

آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا

آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا در زندگی به تنگی قبرست مبتلا هر چند آب شد دل من بی شعور نیست بیگانه را…

Continue Reading...

آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست

آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست آن طوطیم که آینه دارم دل خودست دستم نمی رسد به گریبان ساحلی زین بحر بیکنار کنارم…

Continue Reading...

آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ

آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ از جوش لاله شیشه پرباده گشت سنگ از بس کشید ابر به برتنگ باغ را میدان…

Continue Reading...

اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟

اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟ اگر نه ماتمی این بخت آسمانی چیست؟ چو گردباد به رقص است ذره ذره خاک تو نیز سنگ…

Continue Reading...