بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد

بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد گر بود خضر، دل خویش به چاه اندازد گرد بر دامن دریای کرم ننشیند ابر اگر سایه…

Continue Reading...

بر جگر تا خورده ام نیش خمار نوش را

بر جگر تا خورده ام نیش خمار نوش را می کنم با درد سودا باده سرجوش را مهر بر لب زن که در خون غوطه…

Continue Reading...

بخل ممسک از می افزونتر شود

بخل ممسک از می افزونتر شود سخت تر گردد گره چون تر شود گوشه گیری آب روی عزت است قطره در جیب صدف گوهر شود…

Continue Reading...

باغ و بهار چشم پر آب من آتش است

باغ و بهار چشم پر آب من آتش است ساقی و مطرب و می ناب من آتش است بلبل نیم که آتش گل سازدم کباب…

Continue Reading...

باده گلگون نمی آید به کار عاشقان

باده گلگون نمی آید به کار عاشقان از لب میگون خود بشکن خمار عاشقان شعله نتواند لباس رنگ را تغییر داد چون برد زردی برون…

Continue Reading...

باد بهار سلسله جنبان صحبت است

باد بهار سلسله جنبان صحبت است موج شراب دام پریزاد عشرت است هر شاخ گل که خم شود از باد نوبهار بی چشم زخم، صیقل…

Continue Reading...

با گرانجانی تن دل چه تواند کردن؟

با گرانجانی تن دل چه تواند کردن؟ دانه سوخته در گل چه تواند کردن؟ خاکساری و تحمل زره داودی است شورش بحر به ساحل چه…

Continue Reading...

با طره او مشک ختا دود کبابی است

با طره او مشک ختا دود کبابی است با چهره او صورت چین موج سرابی است با شوخی آن چشم، رم چشم غزالان در دیده…

Continue Reading...

با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است

با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است برق با جولان شوخش پای خواب آلوده ای است می کشد در خاک و خون نظارگی…

Continue Reading...

با تجرد چون مسیح آزار سوزن می کشم

با تجرد چون مسیح آزار سوزن می کشم می کشد سرازگریبان زآنچه دامن می کشم کوه آهن پیش ازین بر من سبک چون سایه بود…

Continue Reading...