با لب لعلت سخن در جان رود

با لب لعلت سخن در جان رود با سر زلف تو در ایمان رود عقل چون شرح لب تو بشنود پیش لعلت از بن دندان…

Continue Reading...

ای هجر تو وصل جاودانی

ای هجر تو وصل جاودانی واندوه تو عین شادمانی در عشق تو نیم ذره حسرت خوشتر ز حیات جاودانی بی یاد حضور تو زمانی کفر…

Continue Reading...

ای غنچه غلام خندهٔ تو

ای غنچه غلام خندهٔ تو سرو آزاد بندهٔ تو افتاد سر هزار سرکش از طرهٔ سر فکندهٔ تو گلهای بهار نیم مرده از نرگس نیم…

Continue Reading...

ای سیه گر سپید کاری تو

ای سیه گر سپید کاری تو سرخ رویی و سبز داری تو من به جان سوختم بگو آخر با شب و روز در چه کاری…

Continue Reading...

ای روی تو زهر سو رویی دگر نموده

ای روی تو زهر سو رویی دگر نموده لطف تو از کفی گل گنجی گهر نموده دریای در عشقت در اصل لطف پاک است اما…

Continue Reading...

ای دل اندر عشق، دل در یار ده

ای دل اندر عشق، دل در یار ده کار او کن جان و دل در کار ده چند باشی در حجاب خود نهان دلبرت صد…

Continue Reading...

ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم

ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم تا جان و جهانی را شیدا نکنی دانم پشت من یکتا دل از زلف دوتا کردی و…

Continue Reading...

ای به روی تو عالمی نگران

ای به روی تو عالمی نگران نیست عشق تو کار بی‌خبران بی نظیری چو عقل و بی همتا ناگزیری چو جان و ناگذران گوهری را…

Continue Reading...

آنکه سر دارد کلاهت نرسدش

آنکه سر دارد کلاهت نرسدش وانکه پر آب است جاهت نرسدش هر که پست بارگاه فقر نیست در بلندی دستگاهت نرسدش هر که در خود…

Continue Reading...

اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد

اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد ز حلق من به سپهر نهم خروش رسد ز فرط شادی وصلش به قطع جان بدهم اگر…

Continue Reading...