کشتی عمر ما کنار افتاد

کشتی عمر ما کنار افتاد رخت در آب رفت و کار افتاد موی همرنگ کفک دریا شد وز دهان در شاهوار افتاد روز عمری که…

Continue Reading...

قصهٔ عشق تو از بر چون کنم

قصهٔ عشق تو از بر چون کنم وصل را از وعده باور چون کنم جان ندارم، بار جانان چون کشم دل ندارم، قصد دلبر چون…

Continue Reading...

عشقت ایمان و جان به ما بخشد

عشقت ایمان و جان به ما بخشد لیک بی‌علتی عطا بخشد نیست علت که ملک صد سلطان در زمانی به یک گدا بخشد گر همه…

Continue Reading...

عشق تو ز اختیار بیرون است

عشق تو ز اختیار بیرون است وصل تو ز انتظار بیرون است چون با تو نهم قرار وصلت چون کار تو از قرار بیرون است…

Continue Reading...

عاشقی چیست ترک جان گفتن

عاشقی چیست ترک جان گفتن سر کونین بی‌زبان گفتن عشق پی بردن از خودی رستن علم پی کردن از عیان گفتن رازهایی که در دل…

Continue Reading...

صبح بر افراخت علم ای غلام

صبح بر افراخت علم ای غلام رنجه کن از لطف قدم ای غلام خیز که بشکفت گل و یاسمین تا بنشینیم به هم ای غلام…

Continue Reading...

سرمست به بوستان برآمد

سرمست به بوستان برآمد از سرو و ز گل فغان برآمد با حسن نظارهٔ رخش کرد هر گل که ز بوستان برآمد نرگس چو بدید…

Continue Reading...

زین درد کسی خبر ندارد

زین درد کسی خبر ندارد کین درد کسی دگر ندارد تا در سفر اوفکند دردم می‌سوزم و کس خبر ندارد کور است کسی که ذره‌ای…

Continue Reading...

زان پیش که بودها نبودست

زان پیش که بودها نبودست بود تو ز ما جدا نبودست چون بود تو بود بود ما بود کی بود که بود ما نبودست گر…

Continue Reading...

ره عشاق بی ما و من آمد

ره عشاق بی ما و من آمد ورای عالم جان و تن آمد درین ره چون روی کژ چون روی راست که اینجا غیر ره…

Continue Reading...