دل نظر بر روی آن شمع جهان می‌افکند

دل نظر بر روی آن شمع جهان می‌افکند تن به جای خرقه چون پروانه جان می‌افکند گر بود غوغای عشقش بر کنار عالمی دل ز…

Continue Reading...

دستم نرسد به زلف چون شستش

دستم نرسد به زلف چون شستش در پای از آن فتادم از دستش گر مرغ هوای او شوم شاید صد دام معنبر است در شستش…

Continue Reading...

درد دل من از حد و اندازه درگذشت

درد دل من از حد و اندازه درگذشت از بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشت پایم ز دست واقعه در قیر غم گرفت…

Continue Reading...

در عشق تو گم شدم به یکبار

در عشق تو گم شدم به یکبار سرگشته همی دوم فلک‌وار گر نقطهٔ دل به جای بودی سرگشته نبودمی چو پرگار دل رفت ز دست…

Continue Reading...

در دلم بنشسته‌ای بیرون میا

در دلم بنشسته‌ای بیرون میا نی برون آی از دلم در خون میا چون ز دل بیرون نمی‌آیی دمی هر زمان در دیده دیگرگون میا…

Continue Reading...

خراباتی است پر رندان سرمست

خراباتی است پر رندان سرمست ز سر مستی همه نه نیست و نه هست فرو رفته همه در آب تاریک برآورده همه در کافری دست…

Continue Reading...

چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم

چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم بی خبر عمر به سر می‌برم و دم نزنم نا پدیدار شود در بر من هر دو…

Continue Reading...

چون ز مرغ سحر فغان برخاست

چون ز مرغ سحر فغان برخاست ناله از طاق آسمان برخاست صبح چون دردمید از پس کوه آتشی از همه جهان برخاست عنبر شب چو…

Continue Reading...

چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد

چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد چو ذره هر دو عالم مختصر شد ز هر ذره چو صد خورشید می‌تافت همه عالم به زیر سایه در…

Continue Reading...

چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم

چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم دل را همه میل جان با سوی تو می‌بینم تا جان بودم در تن رو از…

Continue Reading...