در ره عشق تو پایان کس ندید

در ره عشق تو پایان کس ندید راه بس دور است و پیشان کس ندید گرد کویت چون تواند دید کس زانکه تو در جانی…

Continue Reading...

خیز و از می آتشی در ما فکن

خیز و از می آتشی در ما فکن نعرهٔ مستانه در بالا فکن چون نظیرت نیست در دریا کسی خویش را خوش در بن دریا…

Continue Reading...

خاصیت عشقت که برون از دو جهان است

خاصیت عشقت که برون از دو جهان است آن است که هرچیز که گویند نه آن است برتر ز صفات خرد و دانش و عقل…

Continue Reading...

چون کشته شدم هزار باره

چون کشته شدم هزار باره بر من به چه می‌کشی کناره از کشتن کشته‌ای چه خیزد کشته که کشد هزار باره حاجت نبود به تیغ…

Continue Reading...

چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست

چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست پس تویی بی‌تو که از تو آن تویی پنهان توست این تویی جزوی به نفس و…

Continue Reading...

چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم

چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم که از مقصود خود بویی ندیدیم بسی زاری و دلتنگی نمودیم بسی خواری و بی برگی کشیدیم بسی در…

Continue Reading...

جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده

جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده تو همچو آفتابی تابنده از همه سو من همچو…

Continue Reading...

تو را در ره خراباتی خراب است

تو را در ره خراباتی خراب است گر آنجا خانه‌ای گیری صواب است بگیر آن خانه تا ظاهر ببینی که خلق عالم و عالم سراب…

Continue Reading...

تاب روی تو آفتاب نداشت

تاب روی تو آفتاب نداشت بوی زلف تو مشک ناب نداشت خازن خلد هشت خلد بگشت در خور جام تو شراب نداشت ذره‌ای پیش لعل…

Continue Reading...

تا روی تو قبلهٔ نظر کردم

تا روی تو قبلهٔ نظر کردم از کوی تو کعبهٔ دگر کردم تا روی به کعبهٔ تو آوردم صد گونه سجود معتبر کردم سرگشته شدم…

Continue Reading...