ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش

ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش دل از دو جهان برکن دردی ببر اندر کش یا چون زن کم‌دان شو یا محرم مردان شو…

Continue Reading...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیخته

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیخته صد سیل خونین عشق تو از چشم جان انگیخته ای کار دل ناساخته ناگاه بر دل تاخته…

Continue Reading...

آن روی به جز قمر که آراید

آن روی به جز قمر که آراید وان لعل به جز شکر که فرساید بس جان که ز پرده در جهان افتد چون روی ز…

Continue Reading...

اگر برشمارم غم بیشمارم

اگر برشمارم غم بیشمارم ندارند باور یکی از هزارم نیاید در انگشت این غم شمردن مگر اشک می‌ریزم و می‌شمارم گر انگشت نتواند این غم…

Continue Reading...

از من بی خبر چه می‌طلبی

از من بی خبر چه می‌طلبی سوختم خشک و تر چه می‌طلبی گر چه شهباز معرفت بودم ریختم بال و پر چه می‌طلبی در دو…

Continue Reading...

آتش سودای تو عالم جان در گرفت

آتش سودای تو عالم جان در گرفت سوز دل عاشقانت هر دو جهان در گرفت جان که فروشد به عشق زندهٔ جاوید گشت دل که…

Continue Reading...

یا دست به زیر سنگم آید

یا دست به زیر سنگم آید یا زلف تو زیر چنگم آید در عشق تو خرقه درفکندم تا خود پس ازین چه رنگم آید هر…

Continue Reading...

هرچه دارم در میان خواهم نهاد

هرچه دارم در میان خواهم نهاد بی خبر سر در جهان خواهم نهاد آب حیوان چون به تاریکی در است جام جم در جنب جان…

Continue Reading...

هر که را اندیشهٔ درمان بود

هر که را اندیشهٔ درمان بود درد عشق تو برو تاوان بود بر کسی درد تو گردد آشکار کو ز چشم خویشتن پنهان بود گرچه…

Continue Reading...

هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد

هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد آتش سودای او جانم در آتش می‌کشد تا دل مسکین من در آتش حسنش فتاد گاه می‌سوزد چو…

Continue Reading...