این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنم

این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنم گوییا یک درد را بر خود دو چندان می‌کنم بلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرو…

Continue Reading...

ای لب تو نگین خاتم عشق

ای لب تو نگین خاتم عشق روی تو آفتاب عالم عشق تو ز عشاق فارغ و شب و روز کار عشاق بی‌تو ماتم عشق نتوان…

Continue Reading...

ای عجب دردی است دل را بس عجب

ای عجب دردی است دل را بس عجب مانده در اندیشهٔ آن روز و شب اوفتاده در رهی بی پای و سر همچو مرغی نیم…

Continue Reading...

ای ز سودای تو دل شیدا شده

ای ز سودای تو دل شیدا شده زآتش عشق تو آب ما شده عاشقان در جست و جویت صد هزار تو چو دری در بن…

Continue Reading...

ای دلم مستغرق سودای تو

ای دلم مستغرق سودای تو سرمهٔ چشمم ز خاک پای تو جان من من عاشقم از دیرگاه عاشق یاقوت جان افزای تو مانده کرده عالمی…

Continue Reading...

ای خرد را زندگی جان ز تو

ای خرد را زندگی جان ز تو بندگی از عقل و جان فرمان ز تو هر زمان قسم دل پر درد من صد هزاران درد…

Continue Reading...

ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت

ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت هستی کاملت را نه ابتدا نه غایت هستی هر دو عالم در هستی تو گمشد ای هستی تو…

Continue Reading...

ای اشتیاق رویت از چشم خواب برده

ای اشتیاق رویت از چشم خواب برده یک برق عشق جسته صد سد آب برده بر نطع کامرانی نور رخت به یک دم دست هزار…

Continue Reading...

آن ماه برای کس نمی‌آید

آن ماه برای کس نمی‌آید کو با غم خویش بس نمی‌آید در آینه روی خویش می‌بیند در دام هوای کس نمی‌آید گر تو به هوس…

Continue Reading...

اگر تو عاشقی معشوق دور است

اگر تو عاشقی معشوق دور است وگر تو زاهدی مطلوب حور است ره عاشق خراب اندر خراب است ره زاهد غرور اندر غرور است دل…

Continue Reading...