ای برده به آب‌روی آبم

ای برده به آب‌روی آبم وز نرگس نیم خواب خوابم تا روی چو ماه تو بدیدم افتاده چو ماهیی ز آبم چون شد خط سبز…

Continue Reading...

آنرا که ز وصل او نشان بود

آنرا که ز وصل او نشان بود دل گم شدگیش جاودان بود آری چو بتافت شمع خورشید گر بود ستاره‌ای نهان بود نتواند رفت قطره…

Continue Reading...

الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید

الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید همه مستند در پندار یک هشیار بنمایید ز دعوی هیچ نگشاید اگر مردید اندر دین چنان کز اندرون…

Continue Reading...

ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم

ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم چون من من نیستم، آخر چرا گویم که من دارم تن و جان محو…

Continue Reading...

از پس پردهٔ دل دوش بدیدم رخ یار

از پس پردهٔ دل دوش بدیدم رخ یار شدم از دست و برفت از دل من صبر و قرار کار من شد چو سر زلف…

Continue Reading...

هم تن مویم از آن میان که نداری

هم تن مویم از آن میان که نداری تنگ دلم مانده زان دهان که نداری ننگری از ناز در زمین که دمی نیست سر ز…

Continue Reading...

هر که سر رشتهٔ تو یابد باز

هر که سر رشتهٔ تو یابد باز درش از سوزنی کنند فراز عاشق تو کسی بود که چو شمع نفسی می‌زند به سوز و گداز…

Continue Reading...

هر که بر روی او نظر دارد

هر که بر روی او نظر دارد از بسی نیکوی خبر دارد تو نکوتر ز نیکوان دو کون که دو کون از تو یک اثر…

Continue Reading...

هر دمم مست به بازار کشی

هر دمم مست به بازار کشی راستی چست و به هنجار کشی می عشقم بچشانی و مرا مست گردانی و در کار کشی گاهم از…

Continue Reading...

نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد

نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد نه عقل چو عشق آمد از جان و تن اندیشد چون آتش عشق تو شعله زند اندر…

Continue Reading...