غزلیات عطار
تیر عشقت بر دل و جان میخورم
تیر عشقت بر دل و جان میخورم زخم زیر پرده پنهان میخورم چون غم تو کیمیای شادی است چون شکر زهر غمت زان میخورم چون…
ترسا بچهٔ لولی همچون بت روحانی
ترسا بچهٔ لولی همچون بت روحانی سرمست برون آمد از دیر به نادانی زنار و بت اندر بر ناقوس ومی اندر کف در داد صلای…
تا سر زلف تو درهم میرود
تا سر زلف تو درهم میرود در جهان صد خون به یک دم میرود تا بدیدم زلف تو ای جان و دل دل ز دستم…
تا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدم
تا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدم عاشق لعل شکربارش گهر پوش آمدم نامهٔ عشقت بخواندم عاشق دردت شدم حلقهٔ زلفت بدیدم حلقه در…
پشت بر روی جهان خواهیم کرد
پشت بر روی جهان خواهیم کرد قبله روی دلستان خواهیم کرد سود ما سودایی عشقت بس است گرچه دین و دل زیان خواهیم کرد خاصه…
بی تو از صد شادیم یک غم به است
بی تو از صد شادیم یک غم به است با تو یک زخمم ز صد مرهم به است گر ز مشرق تا به مغرب دعوت…
برقع از ماه برانداز امشب
برقع از ماه برانداز امشب ابرش حسن برون تاز امشب دیده بر راه نهادم همه روز تا درآیی تو به اعزاز امشب من و تو…
باده ناخورده مست آمدهایم
باده ناخورده مست آمدهایم عاشق و می پرست آمدهایم ساقیا خیز و جام در ده زود که نه بهر نشست آمدهایم خیز تا از خودی…
ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده
ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده در هر زبان خوشی لب تو مثل شده آوازهٔ وصال تو کوس ابد زده مشاطهٔ جمال…
ای که با عاشقان نه پیوندی
ای که با عاشقان نه پیوندی بی تو دل را کجاست خرسندی زهره دارد که پیش نرگس تو دم زند جادوی دماوندی من ز شوقت…





