گه به کرشمه دلم ز بر بربایی

گه به کرشمه دلم ز بر بربایی گه ز تنم جان به یک نظر بربایی ننگ نیاید تو را که هیچ کسی را گه دل…

Continue Reading...

گر نکوییت بیشتر گردد

گر نکوییت بیشتر گردد آسمان در زمین به سر گردد آفتابی که هر دو عالم را کار ازو همچو آب زر گردد زآرزوی رخ تو…

Continue Reading...

گر در سر عشق رفت جانم

گر در سر عشق رفت جانم شکرانه هزار جان فشانم بی عشق اگر دمی برآرم تاریک شود همه جهانم تا دور فتاده‌ام من از تو…

Continue Reading...

گاه لاف از آشنایی می‌زنیم

گاه لاف از آشنایی می‌زنیم گه غمش را مرحبایی می‌زنیم همچو چنگ از پردهٔ دل زار زار در ره عشقش نوایی می‌زنیم از دم ما…

Continue Reading...

قومی که در فنا به دل یکدگر زیند

قومی که در فنا به دل یکدگر زیند روزی هزار بار بمیرند و بر زیند هر لحظه‌شان ز هجر به دردی دگر کشند تا هر…

Continue Reading...

عقل کجا پی برد شیوهٔ سودای عشق

عقل کجا پی برد شیوهٔ سودای عشق باز نیابی به عقل سر معمای عشق عقل تو چون قطره‌ای است مانده ز دریا جدا چند کند…

Continue Reading...

عشق تو مست جاودانم کرد

عشق تو مست جاودانم کرد ناکس جملهٔ جهانم کرد گر سبک‌دل شوم عجب نبود که می عشق سر گرانم کرد چون هویدا شد آفتاب رخت…

Continue Reading...

عزم خرابات بی‌قنا نتوان کرد

عزم خرابات بی‌قنا نتوان کرد دست به یک درد بی صفا نتوان کرد چون نه وجود است نه عدم به خرابات لاجرم این یک از…

Continue Reading...

صبح دم زد ساقیا هین الصبوح

صبح دم زد ساقیا هین الصبوح خفتگان را در قدح کن قوت روح در قدح ریز آب خضر از جام جم باز نتوان گشت ازین…

Continue Reading...

سوختی جانم چه می‌سازی مرا

سوختی جانم چه می‌سازی مرا بر سر افتادم چه می‌تازی مرا در رهت افتاده‌ام بر بوی آنک بوک بر گیری و بنوازی مرا لیک می‌ترسم…

Continue Reading...