خراباتی است پر رندان سرمست

خراباتی است پر رندان سرمست ز سر مستی همه نه نیست و نه هست فرو رفته همه در آب تاریک برآورده همه در کافری دست…

Continue Reading...

چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم

چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم بی خبر عمر به سر می‌برم و دم نزنم نا پدیدار شود در بر من هر دو…

Continue Reading...

چون ز مرغ سحر فغان برخاست

چون ز مرغ سحر فغان برخاست ناله از طاق آسمان برخاست صبح چون دردمید از پس کوه آتشی از همه جهان برخاست عنبر شب چو…

Continue Reading...

چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد

چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد چو ذره هر دو عالم مختصر شد ز هر ذره چو صد خورشید می‌تافت همه عالم به زیر سایه در…

Continue Reading...

چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم

چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم دل را همه میل جان با سوی تو می‌بینم تا جان بودم در تن رو از…

Continue Reading...

جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز

جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز با من بساز و جانم ازین بیشتر مسوز هر روز تا به شب چو ز عشق تو…

Continue Reading...

ترسا بچه‌ای دیشب در غایت ترسایی

ترسا بچه‌ای دیشب در غایت ترسایی دیدم به در دیری چون بت که بیارایی زنار کمر کرده وز دیر برون جسته طرف کله اشکسته از…

Continue Reading...

تا که عشق تو حاصل افتادست

تا که عشق تو حاصل افتادست کار ما سخت مشکل افتادست آب از دیده‌ها از آن باریم کاتش عشق در دل افتادست در ازل پیش…

Continue Reading...

تا خطت آمد به شبرنگی پدید

تا خطت آمد به شبرنگی پدید فتنه شد از چند فرسنگی پدید چون ز تنگت نیست رایج یک شکر جان کجا آید ز دلتنگی پدید…

Continue Reading...

پیر ما وقت سحر بیدار شد

پیر ما وقت سحر بیدار شد از در مسجد بر خمار شد از میان حلقهٔ مردان دین در میان حلقهٔ زنار شد کوزهٔ دردی به…

Continue Reading...