هر دل که وصال تو طلب کرد

هر دل که وصال تو طلب کرد شب خوش بادش که روز شب کرد در تاریکی میان خون مرد هر که آب حیات تو طلب…

Continue Reading...

نه به کویم گذرت می‌افتد

نه به کویم گذرت می‌افتد نه به رویم نظرت می‌افتد آفتابی که جهان روشن ازوست ذرهٔ خاک درت می‌افتد در طلسمات عجب موی شکاف زلف…

Continue Reading...

منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم

منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم شدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردم صلای کفر در دادم شما را ای مسلمانان که…

Continue Reading...

مرا قلاش می‌خوانند، هستم

مرا قلاش می‌خوانند، هستم من از دردی کشان نیم مستم نمی‌گویم ز مستی توبه کردم هر آن توبه کزان کردم، شکستم ملامت آن زمان بر…

Continue Reading...

ما درد فروش هر خراباتیم

ما درد فروش هر خراباتیم نه عشوه فروش هر کراماتیم انگشت‌زنان کوی معشوقیم وانگشت‌نمای اهل طاماتیم حیلت‌گر و مهره دزد و اوباشیم دردی‌کش و کم‌زن…

Continue Reading...

گفتم بخرم غمت به جانی

گفتم بخرم غمت به جانی بر من بفروختی جهانی مفروش چنان برآن که پیوست عشوه خرد از تو هر زمانی بنواز مرا که بی تو…

Continue Reading...

گر من اندر عشق مرد کارمی

گر من اندر عشق مرد کارمی از بد و نیک و جهان بیزارمی کفر و دین درباختم در بیخودی چیستی گر بیخود از دلدارمی کاشکی…

Continue Reading...

گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد

گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد مرغ دلم ز شوق به شکرانه جان دهد می‌ندهد او به جان گرانمایه بوسه‌ای پنداشتی که…

Continue Reading...

کشتی عمر ما کنار افتاد

کشتی عمر ما کنار افتاد رخت در آب رفت و کار افتاد موی همرنگ کفک دریا شد وز دهان در شاهوار افتاد روز عمری که…

Continue Reading...

قصهٔ عشق تو از بر چون کنم

قصهٔ عشق تو از بر چون کنم وصل را از وعده باور چون کنم جان ندارم، بار جانان چون کشم دل ندارم، قصد دلبر چون…

Continue Reading...