چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد

چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد دلم ز دست در افتاد و جان خروش بر آورد شراب عشق نخوردست هر…

Continue Reading...

چشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش است

چشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش است خوشی چشمش از آنست کین همه دستان خوش است نرگس دستان گرش دست دل از حیله…

Continue Reading...

جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد

جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد دل در بلای درد به درمان نمی‌رسد درمان دل وصال و جمال است و این دو چیز دشوار…

Continue Reading...

ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری

ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری از پستهٔ خندانش هرجا که شکر ریزی در چاه زنخدانش هر جا…

Continue Reading...

تا عشق تو سوخت همچو عودم

تا عشق تو سوخت همچو عودم یک ذره نماند از وجودم تا بگذشتی چو باد بر من بر خاک فتاده در سجودم یک لحظه ز…

Continue Reading...

تا در سر زلف تاب بینی

تا در سر زلف تاب بینی دل در بر من خراب بینی گر آتش عشق بر فروزم بس دل که برو کباب بینی گر پرده…

Continue Reading...

پیر ما می‌رفت هنگام سحر

پیر ما می‌رفت هنگام سحر اوفتادش بر خراباتی گذر نالهٔ رندی به گوش او رسید کای همه سرگشتگان را راهبر نوحه از اندوه تو تا…

Continue Reading...

بی رخت در جهان نظر چکنم

بی رخت در جهان نظر چکنم بی لبت عالمی شکر چکنم رویت ای ترک اگر نخواهم دید زحمت هندوی بصر چکنم چون دریغ آیدم رخت…

Continue Reading...

بس نادره جهانی ای جان و زندگانی

بس نادره جهانی ای جان و زندگانی جان و دلم نماند گر تو چنین بمانی شاهی خوب رویان ختم است بر تو اکنون بستان خراج…

Continue Reading...

باز آمده‌ای از آن جهانم من

باز آمده‌ای از آن جهانم من پیدا شده‌ای از آن نهانم من کار من و حال من چه می‌پرسی کین می‌دانم که می ندانم من…

Continue Reading...