به سر زلف دلربای منی

به سر زلف دلربای منی به لب لعل جان‌فزای منی گر ببندد فلک به صد گرهم تو به مویی گره‌گشای منی به بلای جهانت دارم…

Continue Reading...

برخاست شوری در جهان از زلف شورانگیز تو

برخاست شوری در جهان از زلف شورانگیز تو بس خون که از دلها بریخت آن غمزهٔ خون‌ریز تو ای زلفت از نیرنگ و فن کرده…

Continue Reading...

آیینهٔ تو سیاه رویی است

آیینهٔ تو سیاه رویی است او را چه خبر که ماه‌روی است آن آینه می‌زدای پیوست کورا گه پشت و گاه روی است آن پشت…

Continue Reading...

ای مرا زندگی جان از تو

ای مرا زندگی جان از تو زنده بینم همه جهان از تو به زمین می فرو شود خورشید هر شب از شرم، پر فغان از…

Continue Reading...

ای عشق تو پیشوای دردم

ای عشق تو پیشوای دردم وی درد تو هر زمان و هر دم آیینهٔ عارضت سیه شد کز حد بگذشت آه سردم یک لحظه بر…

Continue Reading...

ای زلف تو دام ماه افکنده

ای زلف تو دام ماه افکنده ره بینان را ز راه افکنده زهاد زمانه را سر زلفت در معرض صد گناه افکنده دل پیش رخت…

Continue Reading...

ای دو عالم یک فروغ از روی تو

ای دو عالم یک فروغ از روی تو هشت جنت خاک‌بوس کوی تو هر دو عالم را درین چاه حدوث تا ابد حبل‌المتین یک موی…

Continue Reading...

ای در درون جانم و جان از تو بی خبر

ای در درون جانم و جان از تو بی خبر وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر چون پی برد به…

Continue Reading...

ای جان جان جانم تو جان جان جانی

ای جان جان جانم تو جان جان جانی بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه…

Continue Reading...

ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت

ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت آب حیات رشحی از جام جانفزایت هم خواجه تاش گردون دل بر وفا غلامت هم پادشاه گیتی جان…

Continue Reading...