ما هر چه آن ماست ز ره بر گرفته‌ایم

ما هر چه آن ماست ز ره بر گرفته‌ایم با پیر خویش راه قلندر گرفته‌ایم در راه حق چو محرم ایمان نبوده‌ایم ایمان خود به…

Continue Reading...

لعلت از شهد و شکر نیکوتر است

لعلت از شهد و شکر نیکوتر است رویت از شمس و قمر نیکوتر است خادم زلف تو عنبر لایق است هندوی رویت بصر نیکوتر است…

Continue Reading...

گرچه در عشق تو جان درباختیم

گرچه در عشق تو جان درباختیم قیمت سودای تو نشناختیم سالها بر مرکب فکرت مدام در ره سودای تو می‌باختیم خود تو در دل بودی…

Continue Reading...

گر کسی یابد درین کو خانه‌ای

گر کسی یابد درین کو خانه‌ای هر دمش واجب بود شکرانه‌ای هر که او بویی ندارد زین حدیث هر بن مویش بود بتخانه‌ای هر که…

Continue Reading...

گر آه کنم زبان بسوزد

گر آه کنم زبان بسوزد بگذر ز زبان جهان بسوزد زین سوز که در دلم فتادست می‌ترسم از آن که جان بسوزد این سوز که…

Continue Reading...

کافری است از عشق دل برداشتن

کافری است از عشق دل برداشتن اقتدا در دین به کافر داشتن در ملا تحقیق کردن آشکار در خلا دین مزور داشتن از برون گفتن…

Continue Reading...

غم بسی دارم چه جای صد غم است

غم بسی دارم چه جای صد غم است زانکه هر موییم در صد ماتم است غم نباشد کانچه پیشان است و پس کم ز کم…

Continue Reading...

عشق جمال جانان دریای آتشین است

عشق جمال جانان دریای آتشین است گر عاشقی بسوزی زیرا که راه این است جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزند پروانه چون نسوزد کش…

Continue Reading...

عشق بالای کفر و دین دیدم

عشق بالای کفر و دین دیدم بی نشان از شک و یقین دیدم کفر و دین و شک و یقین گر هست همه با عقل…

Continue Reading...

عاشق لعل شکربار توام

عاشق لعل شکربار توام فتنهٔ زلف نگونسار توام هیچ کارم نیست جز اندوه تو روز و شب پیوسته در کار توام بر من بی دل…

Continue Reading...