ای خم چرخ از خم ابروی تو

ای خم چرخ از خم ابروی تو آفتاب و ماه عکس روی تو تا به کوی عقل و جان کردی گذر معتکف شد عقل و…

Continue Reading...

ای پسر این رخ به آفتاب درافکن

ای پسر این رخ به آفتاب درافکن بادهٔ گلرنگ چون گلاب درافکن صبح علم بر کشید و شمع برافروخت جام پیاپی کن و شراب درافکن…

Continue Reading...

ای آفتاب از ورق رویت آیتی

ای آفتاب از ورق رویت آیتی در جنب جام لعل تو کوثر حکایتی هرگز ندید هیچ کس از مصحف جمال سرسبزتر ز خط سیاه تو…

Continue Reading...

آن نه روی است ماه دو هفته است

آن نه روی است ماه دو هفته است وان نه قد است سرو برفته است پیش ماه دو هفتهٔ رخ تو ماه و خورشید طفل…

Continue Reading...

اگر دردت دوای جان نگردد

اگر دردت دوای جان نگردد غم دشوار تو آسان نگردد که دردم را تواند ساخت درمان اگر هم درد تو درمان نگردد دمی درمان یک…

Continue Reading...

از می عشق تو چنان مستم

از می عشق تو چنان مستم که ندانم که نیست یا هستم آتش عشق چون درآمد تنگ من ز خود رستم و درو جستم لاجرم…

Continue Reading...

آتش عشق تو در جان خوشتر است

آتش عشق تو در جان خوشتر است جان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای تا قیامت مست و حیران…

Continue Reading...

یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد

یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد الحق ارزد زانکه ارزان می‌دهد عاشق شوریده را جان است و بس لعل او می‌بیند و جان…

Continue Reading...

هرچه هست اوست و هرچه اوست توی

هرچه هست اوست و هرچه اوست توی او تویی و تو اوست نیست دوی در حقیقت چو اوست جمله تو هیچ تو مجازی دو بینی…

Continue Reading...

هر که را در عشق تو کاری بود

هر که را در عشق تو کاری بود هر سر مویی برو خاری بود یک زمان مگذار بی درد خودم تا مرا در هجر تو…

Continue Reading...