بیم است که صد آه برآرم ز جگر من

بیم است که صد آه برآرم ز جگر من تا بی تو چرا می‌برم این عمر به سر من آگاه از آنم که به جز…

Continue Reading...

بودی که ز خود نبود گردد

بودی که ز خود نبود گردد شایستهٔ وصل زود گردد چوبی که فنا نگردد از خود ممکن نبود که عود گردد این کار شگرف در…

Continue Reading...

بردار صراحیی ز خمار

بردار صراحیی ز خمار بربند به روی خرقه زنار با دردکشان دردپیشه بنشین و دمی مباش هشیار یا پیش هوا به سجده درشو یا بند…

Continue Reading...

با تو سری در میان خواهد بدن

با تو سری در میان خواهد بدن کان ورای جسم و جان خواهد بدن هر که زان سر یافت یک ذره نشان از دو عالم…

Continue Reading...

ای لبت ختم کرده دلبندی

ای لبت ختم کرده دلبندی بنده بودن تو را خداوندی آفتاب سپهر رویت را بر گرفته ز ره به فرزندی دیده‌ام آب زندگانی تو من…

Continue Reading...

ای عشق تو کیمیای اسرار

ای عشق تو کیمیای اسرار سیمرغ هوای تو جگرخوار سودای تو بحر آتشین موج اندوه تو ابر تند خون‌بار در پرتو آفتاب رویت خورشید سپهر…

Continue Reading...

ای ساقی از آن قدح که دانی

ای ساقی از آن قدح که دانی پیش آر سبک مکن گرانی یک قطره شراب در صبوحی باشد که به حلق ما چکانی زان پیش…

Continue Reading...

ای روی تو آفتاب کونین

ای روی تو آفتاب کونین ابروی تو طاق قاب قوسین بر روی جهان ندیده چشمی نقدی روشن چو چشم تو عین جز چشمهٔ کوثر لب…

Continue Reading...

ای دل اندر عشق غوغا چون کنی

ای دل اندر عشق غوغا چون کنی خویش را بیهوده رسوا چون کنی آنچه کل خلق نتوانست کرد تو محال‌اندیش تنها چون کنی دم مزن…

Continue Reading...

ای جگرگوشهٔ جگرخواران

ای جگرگوشهٔ جگرخواران غم تو مرهم دل افکاران درد دردت علاج مخموران درد عشقت شفای بیماران در بیابان آرزومندیت سر فدا کرده صاحب اسراران غلغلی…

Continue Reading...