ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت

ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت آب حیات رشحی از جام جانفزایت هم خواجه تاش گردون دل بر وفا غلامت هم پادشاه گیتی جان…

Continue Reading...

آنچه با من می‌کند سودای تو

آنچه با من می‌کند سودای تو می‌کشم چون نیست کس همتای تو با خیالی آمد از خجلت هلال پیش بدر عارض زیبای تو بر گشاید…

Continue Reading...

اگر خورشید خواهی سایه بگذار

اگر خورشید خواهی سایه بگذار چو مادر هست شیر دایه بگذار چو با خورشید هم‌تک می‌توان شد ز پس در تک زدن چون سایه بگذار…

Continue Reading...

از می عشق نیستی هر که خروش می‌زند

از می عشق نیستی هر که خروش می‌زند عشق تو عقل و جانش را خانه فروش می‌زند عاشق عشق تو شدم از دل و جان…

Continue Reading...

آتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسر

آتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسر زیر و زبر شدم ز تو، چیست صواب ای پسر چون من خسته دل ز تو، زیر…

Continue Reading...

هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد

هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد هم غم عشقت نصیب غمگساران می‌رسد ذره‌ای غم از تو چون خواهد گدای کوی تو کین چنین…

Continue Reading...

هر که را ذوق دین پدید آید

هر که را ذوق دین پدید آید شهد دنیاش کی لذیذ آید چه کنی در زمانه‌ای که درو پیر چون طفل نا رسید آید آنچنان…

Continue Reading...

هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم

هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم چون ز خود نامحرمم از خویش پنهان می‌روم چون حجابی مشکل آمد عقل و جان در راه…

Continue Reading...

هر دلی کز عشق تو آگاه نیست

هر دلی کز عشق تو آگاه نیست گو برو کو مرد این درگاه نیست هر که را خوش نیست با اندوه تو جان او از…

Continue Reading...

نگر تا ای دل بیچاره چونی

نگر تا ای دل بیچاره چونی چگونه می‌روی سر در نگونی چگونه می‌کشی صد بحر آتش چو اندر نفس خود یک قطره خونی زمانی در…

Continue Reading...