نه ز وصل تو نشان می‌یابم

نه ز وصل تو نشان می‌یابم نه ز هجر تو امان می‌یابم دشنهٔ هجر توام کشت از آنک تشنهٔ وصل تو جان می‌یابم از میان…

Continue Reading...

منم و گوشه‌ای و سودایی

منم و گوشه‌ای و سودایی تن من جایی و دلم جایی هر زمانم به عالمی میلی هر دمم سوی شیوه‌ای رایی مانده در انقلاب چون…

Continue Reading...

مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد

مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد آن کس که بود نامرد از دادن سر ترسد گر با تو دوصد دریا آتش بودم در…

Continue Reading...

ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم

ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم نام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم پیش ز ما جان ما خورد شراب الست ما همه…

Continue Reading...

گنج دزدیده ز جایی پی برم

گنج دزدیده ز جایی پی برم گر به کوی دلربایی پی برم جان برافشانم چو پروانه ز شوق گر به قرب جانفزایی پی برم عشق…

Continue Reading...

گر نسیم یوسفم پیدا شود

گر نسیم یوسفم پیدا شود هر که نابینا بود بینا شود بس که پیراهن بدرم تا مگر بویی از پیراهنش پیدا شود گر برافتد برقع…

Continue Reading...

گر چنین سنگدل بمانی تو

گر چنین سنگدل بمانی تو وه که بس خون‌ها برانی تو چه بلایی بر اهل روی زمین از بلاهای آسمانی تو از تو صد فتنه…

Continue Reading...

کفر است ز بی نشان نشان دادن

کفر است ز بی نشان نشان دادن چون از بیچون نشان توان دادن چون از تو نه نام و نه نشان ماند آنگاه روا بود…

Continue Reading...

قصهٔ عشق تو چون بسیار شد

قصهٔ عشق تو چون بسیار شد قصه‌گویان را زبان از کار شد قصهٔ هرکس چو نوعی نیز بود ره فراوان گشت و دین بسیار شد…

Continue Reading...

عقل را در رهت قدم برسید

عقل را در رهت قدم برسید هر چه بودش ز بیش و کم برسید قصهٔ تو همی نبشت دلم چون به سر می‌نشد قلم برسید…

Continue Reading...