دل چه خواهی کرد چون دلبر رسید

دل چه خواهی کرد چون دلبر رسید جان برافشان هین که جان پرور رسید شربت اسرار را فردا منه زانکه تا این درکشی دیگر رسید…

Continue Reading...

دردی است درین دلم نهانی

دردی است درین دلم نهانی کان درد مرا دوا تو دانی تو مرهم درد بیدلانی دانم که مرا چنین نمانی من بندهٔ بی کس ضعیفم…

Continue Reading...

در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس

در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس گر مرد عاشقی ز وجود و عدم مپرس مردانه بگذر از ازل و از ابد تمام…

Continue Reading...

در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد

در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد فارغ ز نیک و بد گشت ایمن ز ما و من شد نی نی که نیست…

Continue Reading...

خورد بر شب صبحدم شام ای غلام

خورد بر شب صبحدم شام ای غلام زنده گردان جانم از جام ای غلام جام در ده و این دل پر درد را وارهان از…

Continue Reading...

حدیث عشق در دفتر نگنجد

حدیث عشق در دفتر نگنجد حساب عشق در محشر نگنجد عجب می‌آیدم کین آتش عشق چه سودایی است کاندر سرنگنجد برو مجمر بسوز ار عود…

Continue Reading...

چون شدستی ز من جدا صنما

چون شدستی ز من جدا صنما ملتقی لم ترکت فی ندما حق میان من و تو آگاه است هو یکفی من الذی ظلما ور به…

Continue Reading...

چو قفل لعل بر درج گهر زد

چو قفل لعل بر درج گهر زد جهانی خلق را بر یکدگر زد لب لعلش جهان را برهم انداخت خط سبزش قضا را بر قدر…

Continue Reading...

چه سازم که سوی تو راهی ندارم

چه سازم که سوی تو راهی ندارم کجایی که جز تو پناهی ندارم چگونه کشم بار هجرت چو کوهی که من طاقت برگ کاهی ندارم…

Continue Reading...

جانا دهنی چو پسته داری

جانا دهنی چو پسته داری در پسته گهر دو رسته داری صد شور به پسته در فتاده است زان قند که مغز پسته داری قندیم…

Continue Reading...