بیدل از قید خودم هیچ مپرس

بیدل از قید خودم هیچ مپرس دامن سایه ته دیواریست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از عزلت ‌کلامم رتبهٔ معنی‌ گرفت

بیدل از عزلت ‌کلامم رتبهٔ معنی‌ گرفت خُم‌نشینی باده‌ام را اینقدر پُر زور کرد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از شب‌پره ‌کیفیت خورشید مپرس

بیدل از شب‌پره ‌کیفیت خورشید مپرس حق نهان نیست ولی خیره‌نگاهان‌ کورند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از دیده حیران غم اشکی خون‌کرد

بیدل از دیده حیران غم اشکی خون‌کرد خشکی شیشه مبادا کندم صهبا خشک حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از خوبان همین آیین استغنا خوش است

بیدل از خوبان همین آیین استغنا خوش است بر حیا ظلم است اگر با کس تلطف ‌کرده‌اند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از جمعیت دل بی‌نیاز عالمم

بیدل از جمعیت دل بی‌نیاز عالمم گوهر از یک قطره پل بستن ز دریا در گذشت حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از بسکه تنک مایهٔ دردیم چو شمع

بیدل از بسکه تنک مایهٔ دردیم چو شمع صد نگه آب شد و یک مژه‌گریان‌کردیم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از آیینهٔ زنگار فرسودم مپرس

بیدل از آیینهٔ زنگار فرسودم مپرس داشتم صبحی‌که شد غارت نصیب شامها حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از آن جلوه نشان می‌دهد

بیدل از آن جلوه نشان می‌دهد قلزمی از قطره چه باورکنم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از اظهار مطلب خون استغنا مریز

بیدل از اظهار مطلب خون استغنا مریز آبرو چون موج پیداکرد تیغ قاتلی‌ست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...