شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل این صورت وشکل آنهمه نیست
بیدل این صورت وشکل آنهمه نیست آدمی معنی دیگر دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آندم که به تسلیم شکستم دامن
بیدل آندم که به تسلیم شکستم دامن تا در امن به پای نرسیدن رفتم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل امشب سیر آتشخانهٔ دل داشتم
بیدل امشب سیر آتشخانهٔ دل داشتم شعلهای را یافتم خاموش دانستم تویی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگر محرمی جلوهٔ بیرنگ باش
بیدل اگر محرمی جلوهٔ بیرنگ باش دام تماشا مکن کلفت پیراستن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اکنون با خودم غیراز ندامت هیج نعست
بیدل اکنون با خودم غیراز ندامت هیج نعست آنچه بیخود داشتم در بر نمیدانم چه شد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اظهار کمالم محو نقصان بوده است
بیدل اظهار کمالم محو نقصان بوده است تا شکست آیینه، عرض جوهرم آمد به یاد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازین سراب وهم جام فریب خوردهای
بیدل ازین سراب وهم جام فریب خوردهای تا به عدم نمیرسی دور نماست زندگی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازکلفت افسردهدلیها چو سپند
بیدل ازکلفت افسردهدلیها چو سپند مشکلی داشتم از سوختن آسانکردند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از وهم فسردی، چه تعلق، چه وفاق
بیدل از وهم فسردی، چه تعلق، چه وفاق طایر رنگ،کمین قفس و دام نداشت حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از مشتشرار ما بهعبرت چشمکیست
بیدل از مشتشرار ما بهعبرت چشمکیست یعنی آغازیکه ما داریم بیانجام سوخت حضرت ابوالمعانی بیدل رح





