شاه بیت های غزلیات بیدل
از قد خم گشته بیدل بر زمین پیچیدهایم
از قد خم گشته بیدل بر زمین پیچیدهایم خاکساری خاتم ما را نگین گردیده است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
از تواضع نگذری گر آرزوی عزتیست
از تواضع نگذری گر آرزوی عزتیست بیدل این وضعت به چشم هرکس ابرو میشود حضرت ابوالمعانی بیدل رح
گرنباشد سازگلگشت چمن بیدل چه غم
گرنباشد سازگلگشت چمن بیدل چه غم بادیانکشتی من دامن صحرا بس است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
من بیدل از در عاجزی به کجا روم چه فسون کنم
من بیدل از در عاجزی به کجا روم چه فسون کنم ز شکست جرات بال و پر قفس آفرین توکلم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
نقطه واری ز حیا مهر به لب زن بیدل
نقطه واری ز حیا مهر به لب زن بیدل تا کلامت همه جا منتخب آید بیرون حضرت ابوالمعانی بیدل رح
همه جا داغگدایی نتوان شد بیدل
همه جا داغگدایی نتوان شد بیدل خجلم بیشتر از هرکه ندارم مددی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
قدر زانو اندکی زین بیش بایستی شناخت
قدر زانو اندکی زین بیش بایستی شناخت بر در دل حلقه زد اکنون که بیدل پیر شد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
گوهر عرض حباب آیینهدار حیرت است
گوهر عرض حباب آیینهدار حیرت است ای طلبم دل عبثگلکردهای بیدل چرا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
منزل سرگشتگان راه عجز افتادگیست
منزل سرگشتگان راه عجز افتادگیست تا دل خاک است بیدل اشک را حد سفر حضرت ابوالمعانی بیدل رح
نهالگلشن قدر سخنوری بیدل
نهالگلشن قدر سخنوری بیدل به قدر معنی برجسته گردنافرازست حضرت ابوالمعانی بیدل رح





