حیرت محضیم بیدل هر کجا افتاده‌ایم

حیرت محضیم بیدل هر کجا افتاده‌ایم سرگرانیهای ما آیینه بالین بوده است حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

حسن تاب عرق شرم ندارد بیدل

حسن تاب عرق شرم ندارد بیدل ورنه آیینهٔ ما آن همه نامحرم نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

حباب و کلفت اسباب بیدل این چه خیالست

حباب و کلفت اسباب بیدل این چه خیالست بجز خمی‌ که به دوش من است بار ندارم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

چون نفس بیدل کلید آرزوها داشتم

چون نفس بیدل کلید آرزوها داشتم قفل وسواس دل آخر کرد بی‌دندانه‌ام حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

چون اشک شمع بیدل دور از بساط وصلش

چون اشک شمع بیدل دور از بساط وصلش آتش فشانده بر سر مینا شکسته بر دل حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

چو صبحم صفحه بی‌نقشست بیدل

چو صبحم صفحه بی‌نقشست بیدل شکست رنگ‌ گاهی می‌نویسم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

چو سایه داغ حضیض است طالعم بیدل

چو سایه داغ حضیض است طالعم بیدل چو گل‌ کند کف پا من‌ کنم خیال جبین حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

چه لمعه داشت فروغ جمال او بیدل

چه لمعه داشت فروغ جمال او بیدل که هرکجا نگهی بود کرد با مژه ساز حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

چنین‌ که صرف طمع‌ کردی آبرو بیدل

چنین‌ که صرف طمع‌ کردی آبرو بیدل عرق کجاست اگر نوبت حیا برسد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

چقدر عالم بیدل به خیال آمده‌ایم

چقدر عالم بیدل به خیال آمده‌ایم هرکه بر ما نظری کرد دل از ما برداشت حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...