زین هوس‌هایی که بیدل در تخیل چیده‌ایم

زین هوس‌هایی که بیدل در تخیل چیده‌ایم یأس اگر بر دل نزد امروز، فردا می‌زند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

زمام‌ کار به تعجیل نسپری بیدل

زمام‌ کار به تعجیل نسپری بیدل که بال برق شرار از شتاب می‌ریزد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

زبان چه عافیت اندوزد از سخن بیدل

زبان چه عافیت اندوزد از سخن بیدل ز عرض نغمهٔ خود، ساز صرفه‌بر نبود حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز نشئهٔ می تمکین ما مگو بیدل

ز نشئهٔ می تمکین ما مگو بیدل قدح در آب‌گهر زد ادب معاشی ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز شور بی‌نشانی‌، بی‌نشانی شد نشان بیدل

ز شور بی‌نشانی‌، بی‌نشانی شد نشان بیدل که‌گم‌گشتن زگم‌گشتن برون آورد عنقا را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز سامان جنون جوش سحر خواهم زدن بیدل

ز سامان جنون جوش سحر خواهم زدن بیدل گریبان می‌درم چندان که از من گرد برخیزد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز خود به یاد نگاه‌که می‌روی بیدل

ز خود به یاد نگاه‌که می‌روی بیدل که از غبار تو بوی فرنگ می‌آید حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز تشریف جهان بیدل به عریانی قناعت ‌کن

ز تشریف جهان بیدل به عریانی قناعت ‌کن که ‌گل اینجا همین یک جامه می‌یابد پس از سالی حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز بس به عشق تو گمگشتهٔ خودم بیدل

ز بس به عشق تو گمگشتهٔ خودم بیدل به یاد خویش‌ کنم ناله هرکه من‌ گوید حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

روم درکنج تنهایی زمانی واکشم بیدل

روم درکنج تنهایی زمانی واکشم بیدل که‌از دلهای پر در بزم‌صحبت نیست جا اینجا حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...