سفله را منصب جاه است ندامت بیدل

سفله را منصب جاه است ندامت بیدل چون مگس سیر شود دست زند بر سر خویش حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

سراغ نقش قدم بیدل از هوا نکندکس

سراغ نقش قدم بیدل از هوا نکندکس زخاک جوسردر زیرپا نشستهٔ ما را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

سخت زحمتکش اسباب جهانم بیدل

سخت زحمتکش اسباب جهانم بیدل چه نمودند که در دیده خسم افکندند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ساز ‌خسّت نیست بیدل بی‌درشتیهای طبع

ساز ‌خسّت نیست بیدل بی‌درشتیهای طبع کمتر افتد نرمی پستان زن نازاده را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

زندگی بیدل دلیل منزل آرام نیست

زندگی بیدل دلیل منزل آرام نیست چون نفس درزیرپا دل دارم و دل آتش است حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

زحرف زهد به میخانه دم مزن بیدل

زحرف زهد به میخانه دم مزن بیدل که تار سبحه درین بزم خارج آهنگ است حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز هستی جز تن آسانی ندارم در نظر بیدل

ز هستی جز تن آسانی ندارم در نظر بیدل چو محمل هر سر مویم رگ خوابست پنداری حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز عشق شعله‌خو برخاست دود از خرمن امکان

ز عشق شعله‌خو برخاست دود از خرمن امکان تب این شیر آتش ریخت بیدل در نیستانها حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز سعی نارسا مشق ندامت می‌کنم بیدل

ز سعی نارسا مشق ندامت می‌کنم بیدل عصای ناله شد آخر چوکوهم پای خوابیده حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز خویش می‌روم اینک تو هم بیا بیدل

ز خویش می‌روم اینک تو هم بیا بیدل که قاصد آمد و هوشم خبر نمی‌تابد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...