ند‌انم عذر این غفلت چه خواهم خواستن بیدل

ند‌انم عذر این غفلت چه خواهم خواستن بیدل که حسنش خصم تمثالست و من آیینه پردازم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ندوی چو بیدل بیخبر دم پیری از پی‌ کر و فر

ندوی چو بیدل بیخبر دم پیری از پی‌ کر و فر که تهیست قافلهٔ سحر ز متاع رنگ و درای‌ گل حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نرم‌خویان را نباشد چاره از وضع نیاز

نرم‌خویان را نباشد چاره از وضع نیاز هرکجا آبی‌ست بیدل سوی پستی مایلست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نشان مردمی بیدل چه جویی از سیه‌چشمان

نشان مردمی بیدل چه جویی از سیه‌چشمان وفا کن پیشه و زین قوم آیین جفا بنگر حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نشئهٔ آسودگی در ساغر یأس است و بس

نشئهٔ آسودگی در ساغر یأس است و بس راحت جاوید دارد هرکه بیدل می‌شود حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نفس به صد یاس می‌گدازم دگر ز حالم مپرس بیدل

نفس به صد یاس می‌گدازم دگر ز حالم مپرس بیدل چو شمع رحم است بر اسیری‌که مرگش از سوختن برآرد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نفس تا می‌کشم چون غنچه ازخود رفته‌ام‌بیدل

نفس تا می‌کشم چون غنچه ازخود رفته‌ام‌بیدل ز غفلت در بغل مینای من سنگ ستم دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

نفس سرمایه‌ای بیدل ز سودای هوس بگذر

نفس سرمایه‌ای بیدل ز سودای هوس بگذر سحر هم از سر این خاکدان ناکام می‌خیزد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

فشار تنگی دل بیدل از چه نیرنگ است

فشار تنگی دل بیدل از چه نیرنگ است شرار سنگم و امکان آرمیدن نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

غیر در عالم تحقیق ندارد اثری

غیر در عالم تحقیق ندارد اثری بیدل آیینهٔ ما صورت ما می‌بیند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...