شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل آن برقنظرها آنچنان در پرده ماند
بیدل آن برقنظرها آنچنان در پرده ماند غافلانگرم انتظار و محرمان را تاب نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگرت دعوی آدابپرستی است
بیدل اگرت دعوی آدابپرستی است جایی که نیابی اثر آینه، دم زن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگر این بود ناز هوس چیدنت
بیدل اگر این بود ناز هوس چیدنت دامت آخر چو صبح درپی چین میرود حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل افسردگیم شوخی آهی دارد
بیدل افسردگیم شوخی آهی دارد تاشرر هست ز خودرفتن سنگاست اینجا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آسان نیست کسب اعتبارات جهان
بیدل آسان نیست کسب اعتبارات جهان سخت افسردن بهخود بنددکه خاکی زر شود حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازگریه شهرتی داریم
بیدل ازگریه شهرتی داریم بال پرواز ابر چشم ترست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آزادی من در قفس گمنامیست
بیدل آزادی من در قفس گمنامیست دام راه است اگر شهرت عنقا بخشند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از نقش قدم باید عیار ماگرفت
بیدل از نقش قدم باید عیار ماگرفت ناتوانی سایه را هم زیردست ما نکرد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از گردون نصیب من همان لب تشنگی است
بیدل از گردون نصیب من همان لب تشنگی است گر همه مانند ساحل ساغر از دریا کنم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از غفلت کسی را چاره نیست
بیدل از غفلت کسی را چاره نیست سایهای دارد گدا تا پادشاه حضرت ابوالمعانی بیدل رح





