به یاد وصل‌که لبریز حسرتی بیدل

به یاد وصل‌که لبریز حسرتی بیدل که از نم مژه‌ات ناله می‌چکد چو قلم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به هشیاری ندارد هیچکس آسودگی بیدل

به هشیاری ندارد هیچکس آسودگی بیدل دمی بیخود شو و کیفیت این مل تماشا کن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به هر افسردگی بیدل مباش از ناله‌ام غافل

به هر افسردگی بیدل مباش از ناله‌ام غافل که من برقی به جان عالمی آتش فکن دارم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به کیش آن چشم فتنه مایل به فتوی آن نگاه قاتل

به کیش آن چشم فتنه مایل به فتوی آن نگاه قاتل بحل گرفتند خون بیدل چو می به دین فرنگ خوردن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به عریانی‌کسی آگه نبود از حال ما بیدل

به عریانی‌کسی آگه نبود از حال ما بیدل چه‌رسوایی‌که آمد پیش در زیر قبا ما را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به سعی ظلم‌کی رفع مظالم می‌شود بیدل

به سعی ظلم‌کی رفع مظالم می‌شود بیدل به آب خنجروشمشیرنتوان‌کشت آتش را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به رنگ جوهر آیینه داغ حیرتم بیدل

به رنگ جوهر آیینه داغ حیرتم بیدل نمی‌دانم چسان آسوده چندین پیچ و تاب من حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به درد عاجزی من‌که می‌رسد بیدل

به درد عاجزی من‌که می‌رسد بیدل که برنخاست ز بستر صدای بیمارم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به حیرت رفتهٔ آیینهٔ وهم خودم بیدل

به حیرت رفتهٔ آیینهٔ وهم خودم بیدل چه صورتهاکه ننهفته‌ست برگل‌کردن رنگش حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به جهان شهرت علم و فن اگر این‌ بود اثر سخن

به جهان شهرت علم و فن اگر این‌ بود اثر سخن نرسد خروش قیامتی به صریر خامهٔ بیدلت حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...