شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل از آیینهٔ ما غیر ادبگل نکند
بیدل از آیینهٔ ما غیر ادبگل نکند خون تحیر به خیال از رگ جوهر مگشا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از انجام نفس هرکه برد بوی اثر
بیدل از انجام نفس هرکه برد بوی اثر گر همه آفاق شود ناز کر و فر نکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از آفتنصیبان دلیم
بیدل از آفتنصیبان دلیم خون شدن معراج طاقتهای ماست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آدم باش فکر راکب و مرکوب چیست
بیدل آدم باش فکر راکب و مرکوب چیست از هوس تا کی کسی پالان گاو و خر شود حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیخطایی نیست بیدل اضطراب اهل درد
بیخطایی نیست بیدل اضطراب اهل درد اشک چون بیتاب گردد لغزشی پیدا کند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بوی یأًس از چمن جلوهٔ امکان پیداست
بوی یأًس از چمن جلوهٔ امکان پیداست دگر ای بیدل غافل چه امید است اینجا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بهحرف وصوت تاکی تیرهسازیوقت مابیدل
بهحرف وصوت تاکی تیرهسازیوقت مابیدل چراغ چارسومپسند طبع روشن ما را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
به یاد آن میان عمریست از خود رفتهام بیدل
به یاد آن میان عمریست از خود رفتهام بیدل چو رنگ گل به باد ناتوانی میپرد هوشم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
به همّت یک قدم زین عرصه نتوان تاختن بیدل
به همّت یک قدم زین عرصه نتوان تاختن بیدل وگر نه هر که بینی رخش صد دعوی به زین دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
به نیرنگ خیالش آنقدر جوشیدهام بیدل
به نیرنگ خیالش آنقدر جوشیدهام بیدل که در رنگ غبارم میتوان زد خامهٔ مانی حضرت ابوالمعانی بیدل رح





