شاه بیت های غزلیات بیدل
چند کنم فکر آب دیدهٔ بیدل
چند کنم فکر آب دیدهٔ بیدل قطرهٔ این بحر هم کنار ندارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
چشم قربانی ندارد احتیاج مردمک
چشم قربانی ندارد احتیاج مردمک باده بیدرد است بیدل در ایاغ بسملم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
جوش خطیست بیدل پرگار مرکز حسن
جوش خطیست بیدل پرگار مرکز حسن دود چراغ این بزم پروانه نام دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
جزتأمل نیست بیدل مانع شوق طلب
جزتأمل نیست بیدل مانع شوق طلب رشتهٔ این ره اگر داردگره، استادنست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
جانفشانیهاست بیدل در تماشای رخش
جانفشانیهاست بیدل در تماشای رخش چون سحرکن نقد عمرخویش صرف آفتاب حضرت ابوالمعانی بیدل رح
تهی از خود شدن بیدل به بیمغزی کشید آخر
تهی از خود شدن بیدل به بیمغزی کشید آخر درین دریا پُر از خود بود چون گوهر حباب من حضرت ابوالمعانی بیدل رح
تلاش خلق ز علم و عمل دری نگشود
تلاش خلق ز علم و عمل دری نگشود مآلکار چوبیدل به هیچ خوکردند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
تخم اشکی میفشاند آه و از خود میرود
تخم اشکی میفشاند آه و از خود میرود غیر شبنم نیست بیدل زاد همراهان صبح حضرت ابوالمعانی بیدل رح
تاکجا بیدل ز گردون خجلتم باید کشید
تاکجا بیدل ز گردون خجلتم باید کشید اینکمان سخت، پر زورم به بازو میکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
تا زندهایم تاب وتب از ما نمیرود
تا زندهایم تاب وتب از ما نمیرود بیدل به دل خلیده خدنگ خودیم ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح





