شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل آن شعلهکزو بزم چراغانگرم است
بیدل آن شعلهکزو بزم چراغانگرم است یک حقیقت به هزارآینه تابان شده است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل الم و عیش خیالات تعین
بیدل الم و عیش خیالات تعین تا چشمگشایی که گذشتهست و بسی نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگر به عشقکند دعوی وفا
بیدل اگر به عشقکند دعوی وفا غیر از شکست رنگ چه باشد گواه او حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل افسون هوس ما را ز ما بیگانه کرد
بیدل افسون هوس ما را ز ما بیگانه کرد بسکه مرکز بر خیال پوچ زد پرگار شد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل استغنا همین یأس است و بس
بیدل استغنا همین یأس است و بس دست بردار از دعای مستجاب حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازیارانکسی بر حال ما رحمی نکرد
بیدل ازیارانکسی بر حال ما رحمی نکرد چشم این نامحرمانکور است یا پوشیدهاند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازبن دو دم نفس کایت عبرت است و بس
بیدل ازبن دو دم نفس کایت عبرت است و بس شخص عدم ز نام من خجلت اشتهار برد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از نیرنگ اسباب من و ما غافلی
بیدل از نیرنگ اسباب من و ما غافلی اینگه صبح زندگی فهمیدهای روز جزاست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از ما عالمی با درس معنی اشناست
بیدل از ما عالمی با درس معنی اشناست ما به فهم خود چرا چون حرف و خط نادان شدیم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از فکر غم و عیش گذشتن دارد
بیدل از فکر غم و عیش گذشتن دارد امشبی دارم و فرصت شمر دوش خودم حضرت ابوالمعانی بیدل رح





