شاه بیت های غزلیات بیدل
ره جنونکدهٔ دل گرفتهای بیدل
ره جنونکدهٔ دل گرفتهای بیدل به پا چو آبله نتوان نمود هموارش حضرت ابوالمعانی بیدل رح
رسیدهام دو سه روزیست در توهم بیدل
رسیدهام دو سه روزیست در توهم بیدل ازآن جهان که نبودم به عالمی که ندارم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دوستان را در وداع هم عبارتها بسی است
دوستان را در وداع هم عبارتها بسی است بیدل مسکین فقیر است الله الله میکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دلت بیدماغست بیدل مباد
دلت بیدماغست بیدل مباد به تعطیل، حکم توکلکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دل چون امام سبحه اگر بفشرد قدم
دل چون امام سبحه اگر بفشرد قدم بیدل ه یک پیاده ره صد سوارگیر حضرت ابوالمعانی بیدل رح
دست هوسم شیفتهٔ دامن کس نیست
دست هوسم شیفتهٔ دامن کس نیست بیدل چو نسیمم همه تنگرد رمیدن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
درین دبستان به سعی کامل نخواندم افسون نقش باطل
درین دبستان به سعی کامل نخواندم افسون نقش باطل کمالم این بس که نام بیدل به خط استاد مینگارم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
درآن محفل که لعل او تبسم میکند بیدل
درآن محفل که لعل او تبسم میکند بیدل اگر پاس ادب داری نخواهی خاک بوسیدن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
در زنگ خوش است آینهٔ سوخته جانان
در زنگ خوش است آینهٔ سوخته جانان بیدل نکشی جامهٔ ماتم ز بر داغ حضرت ابوالمعانی بیدل رح
در چه سامان است بیدل کسوت مجنون من
در چه سامان است بیدل کسوت مجنون من تا گریبان در خیال آید سحر در دامنم حضرت ابوالمعانی بیدل رح





