بیدل از هرمصرعم موج نزاکت می‌چکد

بیدل از هرمصرعم موج نزاکت می‌چکد کرده‌ام رنگین به خون صید لاغرتیغ را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از لعلش به چندین رنگ محو حسرتم

بیدل از لعلش به چندین رنگ محو حسرتم این نمکدان داد آرامم به چشم خواب داد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از فانوس، زخم عافیت را نور نیست

بیدل از فانوس، زخم عافیت را نور نیست شمع پیکانی در اینجا تیر روشن میکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از طاقت جهانی را به خودکردی طرف

بیدل از طاقت جهانی را به خودکردی طرف با ضعیفی‌گرتوانی صلح‌کردن جنگ نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از ساز ضعیفیهای من غافل مباش

بیدل از ساز ضعیفیهای من غافل مباش صور می‌خندد طنینی کز مگس بالیده‌ام حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از داغ چراغ خامشم غافل مباش

بیدل از داغ چراغ خامشم غافل مباش نرگسستان چشمکی خس‌پوش مژگان‌ کرده‌ام حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از حیرت آیینهٔ ما هیچ مپرس

بیدل از حیرت آیینهٔ ما هیچ مپرس نشئهٔ جوهر تحقیق اثرها دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از پیکر خمیده ما

بیدل از پیکر خمیده ما ناتوانی ‌کلاه ناز شکست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از برق تمنایش سراپا آتشم

بیدل از برق تمنایش سراپا آتشم داغ شد هرکس به‌پهلوی من شیدانشست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از اندیشهٔ لعلش به عجزم معترف

بیدل از اندیشهٔ لعلش به عجزم معترف می‌کند در عرض جرأت رنگ استغفار گل حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...