شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل به دام سبحه محال است فکر صید
بیدل به دام سبحه محال است فکر صید بیموج باده طایر رنگ پریده را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل به جوی شمشیر خون جگر خورد آب
بیدل به جوی شمشیر خون جگر خورد آب زندان بیقراران نبود جز آرمیدن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل به بارگاه حقیقت چه نسبت است
بیدل به بارگاه حقیقت چه نسبت است ما را که نیست راه به فهم مجاز خویش حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آیینه بپرداز غم دوری چند
بیدل آیینه بپرداز غم دوری چند آسمان نیز به انداز نظر نزدیک است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
اثرهای مروت از سیهچشمان مجو بیدل
اثرهای مروت از سیهچشمان مجو بیدل وفا کن پیشه و زین قوم، آیین جفا بنگر حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اینجا ذره تا خورشید لبریز غناست
بیدل اینجا ذره تا خورشید لبریز غناست ساغر ما را فضولی غافل از اندازه کرد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل این باغ همان جلوه بهار است اما
بیدل این باغ همان جلوه بهار است اما شوق ما زنگ زد آیینهٔگداز نماند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آن فتنهکه توفان قیامت دارد
بیدل آن فتنهکه توفان قیامت دارد غیردل نیست همین خانه خراب است اینجا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل امروز در مسلمانان
بیدل امروز در مسلمانان همهچیز است لیک ایمان نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگر تو محرمی دم مزن از حدیث عشق
بیدل اگر تو محرمی دم مزن از حدیث عشق بست زبان علم و فن معنی بیعبارتی حضرت ابوالمعانی بیدل رح





