به سخن قانعم از نعمت الوان بیدل

به سخن قانعم از نعمت الوان بیدل رزق خود چون صدف از گوش ‌گرفتن دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به رنگ آب سیر برگ برگ این چمن کردم

به رنگ آب سیر برگ برگ این چمن کردم گل داغ‌ست بیدل آنکه بویی از وفا دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به خون بیدلان‌گویند ابرویش سری دارد

به خون بیدلان‌گویند ابرویش سری دارد سر سودایی من هم به قربان سرتیغش حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به حرف ناملایم زحمت دلها مشو بیدل

به حرف ناملایم زحمت دلها مشو بیدل که هرجا جنس سنگی هست باشد دشمن مینا حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به جلوهٔ تو ندانم چسان رسم بیدل

به جلوهٔ تو ندانم چسان رسم بیدل به خود نمی‌رسم از بسکه نارساست نگاهم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به این یکنفس عمرموهوم بیدل

به این یکنفس عمرموهوم بیدل فنا تهمت شخص باقیستم من حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بلبل ما بیخبر بر شعلهٔ آواز سوخت

بلبل ما بیخبر بر شعلهٔ آواز سوخت بیدل اینجا داشت از رنگ آتش هموارگل حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بس‌که پیکان بود بیدل غنچهٔ این‌گلستان

بس‌که پیکان بود بیدل غنچهٔ این‌گلستان زهرخند زخم چون‌گل خاطر ما شاد داشت حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

برکه نالم بیدل از بیداد چرخ

برکه نالم بیدل از بیداد چرخ خواب من آواز این دولاب برد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بر خیال خلد بیدل زاهدان را نازهاست

بر خیال خلد بیدل زاهدان را نازهاست لیک ازین غافل‌کزین ویرانه آدم رفته است حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...