شاه بیت های غزلیات بیدل
همچو گل بیدل خمار انفعالی میکشم
همچو گل بیدل خمار انفعالی میکشم شرم پار است آبیار ریشهٔ امسال من حضرت ابوالمعانی بیدل رح
قدح به سرخوشی وهم میزنم بیدل
قدح به سرخوشی وهم میزنم بیدل درین بهار چه دارد به غیر بنگ شراب حضرت ابوالمعانی بیدل رح
گوشهگیر حیاست بیدل ما
گوشهگیر حیاست بیدل ما سخنش نیز جابجا مبرید حضرت ابوالمعانی بیدل رح
منفعل از دعوی نشو و نمای هستیام
منفعل از دعوی نشو و نمای هستیام ساز من در خاک بیدل بیش ازین آهنگ داشت حضرت ابوالمعانی بیدل رح
نه مخموری نه مستی چیست بیدل
نه مخموری نه مستی چیست بیدل دماغت از چه عالم آفریدند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
هوس در طبع تمکین مشربان شوخی نمیداند
هوس در طبع تمکین مشربان شوخی نمیداند چه امکان است بیدل موج در گوهر کند بازی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
کارگاه حیرتم بیدل خموشی باف نیست
کارگاه حیرتم بیدل خموشی باف نیست ناله دارد تار و پود صورت دیبای من حضرت ابوالمعانی بیدل رح
ما ز صد دیوان به یک مصرع قناعت کردهایم
ما ز صد دیوان به یک مصرع قناعت کردهایم نشئهٔ صهبا چه دارد فطرت بیدل بلند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
میکشم بار دل اما نقش میبندم به خاک
میکشم بار دل اما نقش میبندم به خاک عجز، خوش نقاش عبرتکرد جمال مرا حضرت ابوالمعانی بیدل رح
نیابی غیر شک از پردههای چشم ما بیدل
نیابی غیر شک از پردههای چشم ما بیدل حریر ما به دل دارد هوای برشکالی را حضرت ابوالمعانی بیدل رح





