بیدل از آن بهار که توفان جلوه داشت

بیدل از آن بهار که توفان جلوه داشت رنگم شکست و آینه‌ای در کنار ماند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل از اعجاز ضعیفی مپرس

بیدل از اعجاز ضعیفی مپرس لغزش من خامه به مسطر گرفت حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل آخر ز چه خورشیدکم است

بیدل آخر ز چه خورشیدکم است این چراغ به نفس روشن ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بی‌جمالش بس‌که بیدل بزم ما را نور‌نیست

بی‌جمالش بس‌که بیدل بزم ما را نور‌نیست ناخنه از موج می‌آورده چشم جامها حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بود گریه دزیدن چشم بیدل

بود گریه دزیدن چشم بیدل چو زخمی‌ که او آب دزدیده باشد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به‌این فطرت‌که درفکر سراغ خودگمم بیدل

به‌این فطرت‌که درفکر سراغ خودگمم بیدل چه‌خواهم‌گفت اگر ‌حیرت زمن پرسد نشانش را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به وهم چشمه چو آیینه خون مخور بیدل

به وهم چشمه چو آیینه خون مخور بیدل نمی برون نتراویده‌ای زلال تو چیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به هستی ‌بیدل ‌مفلس‌ چه ‌لافد

به هستی ‌بیدل ‌مفلس‌ چه ‌لافد ز قلقل شیشهٔ بی‌باده عاری‌ست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به نگاه حیرت کاملم به خیال عقدهٔ مشکلم

به نگاه حیرت کاملم به خیال عقدهٔ مشکلم ز جهان فطرت بیدلم نه زمینی‌ام نه سمایی‌ام حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به فهم عالم بیکار اگر رسی بیدل

به فهم عالم بیکار اگر رسی بیدل به حرف و صوت نیابی‌کسی چو من محظوظ حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...