ز شکست رنگ هستی اثر تو بیدل این بس

ز شکست رنگ هستی اثر تو بیدل این بس که به‌ گوش امتیازی چو صدا رسیده باشی حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز ساز قلقل مینا شنیده‌ام بیدل

ز ساز قلقل مینا شنیده‌ام بیدل که سنگ اگر شکنی نیست بی‌صدا گردن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز خاک رفتگان بر دیده مشتی آب زن بیدل

ز خاک رفتگان بر دیده مشتی آب زن بیدل بدین تدبیر دشوار دو عالم بر خود آسان کن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

ز ترانهٔ حیرت بیدل من به چه نغمه تپد رگ سازسخن

ز ترانهٔ حیرت بیدل من به چه نغمه تپد رگ سازسخن که تری شکند دم عرض نفس پر و بال خدنگ‌کمان ادب حضرت ابوالمعانی بیدل…

Continue Reading...

ز بس بار خجالت می‌کشم از زندگی بیدل

ز بس بار خجالت می‌کشم از زندگی بیدل نگین در خود فرو رفته‌ست از سنگینی نامم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

رهرو از رنج سفر چاره ندارد بیدل

رهرو از رنج سفر چاره ندارد بیدل موج‌ ، دایم ز حباب آبلهٔ پا دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

رشتهٔ شمع‌ است مژگانم‌ که‌ گوهرهای اشک

رشتهٔ شمع‌ است مژگانم‌ که‌ گوهرهای اشک بسکه چیدم بیدل امشب‌ کرد دیگر بار گل حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

دوش درمحفل به رنگ رفته شمعی می‌گریست

دوش درمحفل به رنگ رفته شمعی می‌گریست قدردانان یاد بیدل هم به این قانون کنید حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

دم مزن از عشق بیدل در هوسناکان لاف

دم مزن از عشق بیدل در هوسناکان لاف آب این آتش به این خاشاک نتوان ریختن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

دل ز پاس آه بیدل خصم آرام خود است

دل ز پاس آه بیدل خصم آرام خود است اضطراب سبحه‌ام پوشیدن زنار بود حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...