هزار آیینه‌ گل‌ کرد از گشاد چشم من بیدل

هزار آیینه‌ گل‌ کرد از گشاد چشم من بیدل به این صفر تحیر واحدی را بی‌عدد کردم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

فطرت بیدل همان آیینهٔ معجزنماست

فطرت بیدل همان آیینهٔ معجزنماست هر سخن‌ کز خامه‌اش می‌جوشد الهام است وبس حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

فرعها را از رجوع اصل بیدل چاره نیست

فرعها را از رجوع اصل بیدل چاره نیست راهها سر بسته بود آخر به خود باز آمدیم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

غریق بحر ز فکر حباب مستغنی‌ست

غریق بحر ز فکر حباب مستغنی‌ست رسیده‌ایم به جایی‌که بیدل آنجا نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

عنقای جهان خودم اما چه توان کرد

عنقای جهان خودم اما چه توان کرد این یک دو نفس الفت بیدل قفسم شد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

عقده ناپیداست در تار نفس

عقده ناپیداست در تار نفس لیک بیدل روز و شب وامی‌کند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

عرض معراج حقیقت از من بیدل مپرس

عرض معراج حقیقت از من بیدل مپرس قطره‌، دریاگشت‌، پیغمبر نمی‌دانم چه شد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

عافیت رنگی ندارد در بهار اعتبار

عافیت رنگی ندارد در بهار اعتبار بیدل از درد است چشم اهل این گلزار سرخ حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

طاقت رمید بسکه به‌وحشت قدم زدیم

طاقت رمید بسکه به‌وحشت قدم زدیم بید‌ل شکست دامن ما تا کمر کشید حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

صاف‌طبعانند بیدل بسمل شوق بهار

صاف‌طبعانند بیدل بسمل شوق بهار جادهٔ رگهای گل دارد سراغ خون آب حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...