بیدل چه ازل‌ کو ابد، از وهم برون آی

بیدل چه ازل‌ کو ابد، از وهم برون آی درکشور تحقیق نه صبح است و نه شامی حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل ‌تو هم از شوق چمن شو که به این رنگ

بیدل ‌تو هم از شوق چمن شو که به این رنگ شیرازه‌ی دیوان تو امروز حنا بست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل تآملی که در این گلشن خیال

بیدل تآملی که در این گلشن خیال رنگ شکستهٔ تو چه پرواز می‌کند حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل به‌حرف وصوت هم‌آواره‌گشت‌خلق

بیدل به‌حرف وصوت هم‌آواره‌گشت‌خلق بردیم سر به مهر عدم راز آشنا حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل به هر دلی ندهند آرزوی داغ

بیدل به هر دلی ندهند آرزوی داغ اسکندر است باب تمنای آینه حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل به قفس کرده‌ام از گلشن امکان

بیدل به قفس کرده‌ام از گلشن امکان رنگی‌که نه پرواز عیانست و نه بالش حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل به سر ازپرتو خورشید تو دارد

بیدل به سر ازپرتو خورشید تو دارد آن سایه‌که پیش و پس دیوار نگردد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل به حیا چاره افلاس توان‌کرد

بیدل به حیا چاره افلاس توان‌کرد عریانی اگر جامه ندارد مژه پوشد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل به تکلف ره صحرای عدم‌ گیر

بیدل به تکلف ره صحرای عدم‌ گیر زان پیش‌که‌ گویند ازین خانه به در شو حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل بساط وهم به خود چیده‌ام چو صبح

بیدل بساط وهم به خود چیده‌ام چو صبح ورنه زجنس‌هستی من‌هرچه‌هست‌نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...