به هر آینه زنگار دگر دارد کمین بیدل

به هر آینه زنگار دگر دارد کمین بیدل ز مژگان بستن ایمن نیست هرکس دیده‌ای دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به گریه عرض رموز وفا مبر بیدل

به گریه عرض رموز وفا مبر بیدل برات دیده مکن فضلهٔ جگر خواری حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به عشق اگر شوی آگه ز خواب راحت بیدل

به عشق اگر شوی آگه ز خواب راحت بیدل عجب‌ که بالش ناز از پر خدنگ نگیری حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به سودای تمنا نقد خودکردم تلف بیدل

به سودای تمنا نقد خودکردم تلف بیدل بجزحسرت نبود آبی‌که شد صرف خمیرمن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به رنگ رسم‌ پردازان تکلف می‌کنم بیدل

به رنگ رسم‌ پردازان تکلف می‌کنم بیدل و گرنه معنی الفت عبارت برنمی‌دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به دریای الم بیدل حبابیم

به دریای الم بیدل حبابیم بنای ما به آب دیده برپاست حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به حرف و صوت این محمل ندارم نسبتی بیدل

به حرف و صوت این محمل ندارم نسبتی بیدل خموشی‌کرده‌ام روشن چراغ‌ کنج ادراکم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به جزتسلیم‌، ساز جرأت دیگر نمی‌بینم

به جزتسلیم‌، ساز جرأت دیگر نمی‌بینم خمیدن می‌کشد بیدل کمان ناتوانان را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به بزم وصل از شوق فضول ایمن نی‌ام بیدل

به بزم وصل از شوق فضول ایمن نی‌ام بیدل مبادابرام‌، تمهید تغافل گردد ایما را حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

به آزادی پری می‌زد نفس در باغ ما بیدل

به آزادی پری می‌زد نفس در باغ ما بیدل تخیل‌ گشت زندانش توهُم‌ کرد محبوسش حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...