شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل از حیرت آیینهٔ ما هیچ مپرس
بیدل از حیرت آیینهٔ ما هیچ مپرس نشئهٔ جوهر تحقیق اثرها دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از پیکر خمیده ما
بیدل از پیکر خمیده ما ناتوانی کلاه ناز شکست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از برق تمنایش سراپا آتشم
بیدل از برق تمنایش سراپا آتشم داغ شد هرکس بهپهلوی من شیدانشست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از اندیشهٔ لعلش به عجزم معترف
بیدل از اندیشهٔ لعلش به عجزم معترف میکند در عرض جرأت رنگ استغفار گل حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از افسون سخن بلبل باغ چهگلی
بیدل از افسون سخن بلبل باغ چهگلی رنگ چمن میشکند بوی بهار ازپرتو حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از آبرو گذشتن نیست
بیدل از آبرو گذشتن نیست از حیا غافلی، عرق دریاست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اثر سعی ندامت اگر این است
بیدل اثر سعی ندامت اگر این است آتش به دو عالم فکن از سودن دستی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بی نیازی بیدل آخر احتیاج آمد به عرض
بی نیازی بیدل آخر احتیاج آمد به عرض محرم راز غنایم کرد آثار طمع حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بهکشتی از دل مأیوس باید بگذرم بیدل
بهکشتی از دل مأیوس باید بگذرم بیدل شکستاینآبلهچندانکهجیحونکردصحرا را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بهار رنگ ندارد گل دگر بیدل
بهار رنگ ندارد گل دگر بیدل در آب چشمهٔ ادراک روغن افتادست حضرت ابوالمعانی بیدل رح





