شاه بیت های غزلیات بیدل
با شکست رنگ بیدلکردهام جولان عجز
با شکست رنگ بیدلکردهام جولان عجز رفتن از خویشم قدم در هیچ جا ننهاده است حضرت ابوالمعانی بیدل رح
این عقده امید که دل نقش بستهاست
این عقده امید که دل نقش بستهاست بیدل به رشته ای که توان کرد وامبند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
آن قیامت مزرعم بیدل که چون ریگ روان
آن قیامت مزرعم بیدل که چون ریگ روان صد بیابان میدود از ربشه آن سو دانهام حضرت ابوالمعانی بیدل رح
اگر سنگ وقارت در نظرها شد سبک بیدل
اگر سنگ وقارت در نظرها شد سبک بیدل فلاخنکرده باشیگردش رنگ قناعت را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
اگر به فقرکنند امتحان همت بیدل
اگر به فقرکنند امتحان همت بیدل سواد سایهٔ دیوار نیستی محک استش حضرت ابوالمعانی بیدل رح
اشک مژگان است بیدل برگ ساز این چمن
اشک مژگان است بیدل برگ ساز این چمن مینهد هر غنچه بر بالین چندین خار سر حضرت ابوالمعانی بیدل رح
ازدل خونبسته بیدل نشئهٔ راحتمخواه
ازدل خونبسته بیدل نشئهٔ راحتمخواه باده جز خونابه نبود ساغر تبخاله را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
از که خواهیم داد ناکامی
از که خواهیم داد ناکامی بیدل بیکسی مآل خودیم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
از خط تسلیم بیدل تا توانی سر متاب
از خط تسلیم بیدل تا توانی سر متاب سبحه را بر جاده زنار باید تاختن حضرت ابوالمعانی بیدل رح
من بیدل از چمن وفا چو دل شکسته دمیدهام
من بیدل از چمن وفا چو دل شکسته دمیدهام ثمر نهال ندامتی به هزار ناله رسیدهای حضرت ابوالمعانی بیدل رح





