پیری و اشک ندامت همچو صبح و شبنم است

پیری و اشک ندامت همچو صبح و شبنم است بیدل آخر حاصل از هر شیر، روغن می‌شود حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

پاس اسرار محبت داشتن آسان نبود

پاس اسرار محبت داشتن آسان نبود گنج ویران‌کرد بیدل خانهٔ آباد ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بی‌فنا ممکن بدان بیدل ‌گذشتن زین محیط

بی‌فنا ممکن بدان بیدل ‌گذشتن زین محیط بستن مژگان شود پل تا نگاهی بگذرد حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل‌این‌گلشن ز بس‌منظورحسن افتاده‌است

بیدل‌این‌گلشن ز بس‌منظورحسن افتاده‌است ناز مژگان می‌دمد گر دسته‌بندی خارها حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل همه دم مزرع اقبال کریمان

بیدل همه دم مزرع اقبال کریمان سبز است ز آب رخ درویش نبردن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل نمی‌توان ز سر دل‌گذشتنم

بیدل نمی‌توان ز سر دل‌گذشتنم این مشت خون زآبله صد بارنازک است حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل نفس اقسام معانی به فسون بست

بیدل نفس اقسام معانی به فسون بست فرصت رمقی داشت نیاز صله کردم حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل میان خوبان مجبور ناتوانی است

بیدل میان خوبان مجبور ناتوانی است تا کی به تار مویی کوه ‌گران ‌کشیدن حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل معانی تو چه اقبال داشته‌ست

بیدل معانی تو چه اقبال داشته‌ست چشم حسود بیت ترا صاد می‌شود حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...

بیدل مباش‌ غرهٔ تحصیل مدعا

بیدل مباش‌ غرهٔ تحصیل مدعا در مزرعی‌که خوشه همان بار بستن است حضرت ابوالمعانی بیدل رح

Continue Reading...