شاه بیت های غزلیات بیدل
بیدل اسبابطرب تنبیهآگاهیست، لیک
بیدل اسبابطرب تنبیهآگاهیست، لیک انجمن پر غافل است ازگوشمال چنگها حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازما نیستی هم خجلت هستی نبرد
بیدل ازما نیستی هم خجلت هستی نبرد برنمیدارد هواگشتن تری از آبها حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازافسونگریات خرسوبز آدمنشود
بیدل ازافسونگریات خرسوبز آدمنشود چنگ به هرریش مزن ازهوس شانه برآ حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از هرمصرعم موج نزاکت میچکد
بیدل از هرمصرعم موج نزاکت میچکد کردهام رنگین به خون صید لاغرتیغ را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از لعلش به چندین رنگ محو حسرتم
بیدل از لعلش به چندین رنگ محو حسرتم این نمکدان داد آرامم به چشم خواب داد حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از فانوس، زخم عافیت را نور نیست
بیدل از فانوس، زخم عافیت را نور نیست شمع پیکانی در اینجا تیر روشن میکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از طاقت جهانی را به خودکردی طرف
بیدل از طاقت جهانی را به خودکردی طرف با ضعیفیگرتوانی صلحکردن جنگ نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از ساز ضعیفیهای من غافل مباش
بیدل از ساز ضعیفیهای من غافل مباش صور میخندد طنینی کز مگس بالیدهام حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از داغ چراغ خامشم غافل مباش
بیدل از داغ چراغ خامشم غافل مباش نرگسستان چشمکی خسپوش مژگان کردهام حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از حیرت آیینهٔ ما هیچ مپرس
بیدل از حیرت آیینهٔ ما هیچ مپرس نشئهٔ جوهر تحقیق اثرها دارد حضرت ابوالمعانی بیدل رح





